كيومرث سهيلي*: در ايران بيشترين سهم از مصرف نهايي فرآورده هاي نفتي به بخش حمل و نقل اختصاص دارد. به طوري كه در سال 1381 بالغ بر 52 درصد از كل مصرف نهايي فرآورده هاي نفتي در اين بخش به مصرف رسيده است. علاوه بر آن بخش حمل و نقل در اين سال با اختصاص 9/98 درصد از مصرف بنزين و بيش از 57 درصد از مصرف نفت گاز، عمده ترين بخش مصرف كننده اين دو فرآورده نفتي بوده است. از سوي ديگر، نرخ رشد مصرف بنزين در ايران بسيار بالاست. به طوري كه متوسط نرخ رشد مصرف بنزين در دوري13811375 حدود 65/7 درصد و در سال 1381 بالغ بر 2/10 درصد بوده است.
اين در حالي است كه بخش قابل توجهي از بنزين مصرفي در كشور ايران از طريق واردات اين محصول تامين مي گردد و بابت آن مبالغ كلاني ارز از كشور خارج مي شود. مصرف نفت گاز نيز در اين بخش از نرخ رشد قابل توجهي برخوردار است به طوري كه مصرف آن در اين بخش با نرخ رشد متوسطي نزديك به 3/5 درصد از 12033 ميليون ليتر در سال 1375 به 14762 ميليون ليتر در سال 1381 رسيده است.
با توجه به اين روند شتابان مصرف بنزين و نفت گاز و نقش عمدي بخش حمل و نقل در مصرف آنها در اين تحقيق سعي مي شود عوامل مؤثر بر نرخ رشد بالاي مصرف اين دو فرآورده مشخص و راهكارهايي جهت كنترل آن معرفي گردد. همچنين تلاش مي شود كه با تبيين مفاهيم تقاضاي محصور و تقاضاي آزاد انرژي و محاسبي كشش هاي قيمتي كوتاه مدت و بلندمدت تقاضاي بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل، ميزان تأثيرگذاري اهرم قيمت گذاري در كنترل مصرف بنزين و نفت گاز در اين بخش در كوتاه مدت و بلندمدت مشخص گردد. در اين مقاله پس از ارايه يك تحليل كلي در ارتباط با عوامل تعيين كننده مصرف بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل، از يك مدل پوياي اقتصادسنجي براي بررسي تأثيرات عوامل اقتصادي تأثيرگذار بر تقاضاي آزاد و تقاضاي محصور اين دو حامل انرژي در اين بخش استفاده مي شود. سري زماني مورد استفاده براي اجراي مدل دربرگيرنده سال هاي 1338 لغايت 1381 مي باشد.
طراحي يك مدل براي تحليل تقاضاي بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل، نيازمند تبيين مؤلفه هاي تعيين كننده تقاضاي اين فرآورده ها در بخش حمل و نقل است. اين مؤلفه ها در يك تقسيم بندي كلي، به عوامل اقتصادي، فني، محيطي و اجتماعي، طبقه بندي مي شوند. سطح درآمدها، سليقه مصرف كنندگان، قيمت نسبي بنزين و نفت گاز در مقايسه با قيمت ساير كالاها و انتظارات در مورد قيمت هاي آتي براي اين حامل ها و سليقه و ترجيحات، عوامل اقتصادي مؤثر بر تقاضاي انرژي مي باشند. يكي از دلايل بالا بودن مصرف بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل اقتصاد ايران، نازل بودن قيمت آنها و بالا بودن قيمت كالاي مكمل آنها يعني وسايط نقليه است. البته براساس تئوري هاي اقتصادي افزايش در قيمت كالاي مكمل يك كالا، تقاضاي آن را كاهش مي دهد. در ايران تعرفه هاي گمركي بالا تقريبا تمام بازار مصرف داخلي را در انحصار معدودي شركت خودروساز قرار داده است. توليد اين شركت هاي خودروسازي همواره كمتر از تقاضاي مؤثر داخلي بوده و غالبا در بازار اتومبيل مازاد تقاضا وجود داشته است.
اين موضوع باعث مي شود كه افزايش قيمت خودرو، به رغم كاهش تقاضاي مؤثر، تقاضاي ارضا شده را كاهش ندهد. پس در ايران، افزايش در قيمت اتومبيل از طريق كاهش تعداد اتومبيل هاي خريداري شده، تقاضاي بنزين را كاهش نمي دهد. در مقابل، در ايران هزينه ثابت خريد اتومبيل نسبت به هزينه جاري سوخت، از ساير كشورها بيشتر است. قيمت بالاي اتومبيل نسبت به سوخت، موجب مي گردد كه بيش از عمر مفيد اتومبيل ها از آنها استفاده شود و ميانگين عمر ناوگان حمل و نقل بالا رود. در ناوگان حمل و نقل ايران بعضا خودروهايي يافت مي شود كه عمر آنها چندين برابر عمر مفيدشان است.
علاوه بر آن، در ايران ميزان توليدات اتومبيل داخلي با نرخ قابل توجهي در حال افزايش است. قسمت اعظم اين اتومبيل ها در داخل به فروش مي رسد. از طرف ديگر، به دليل ارزان بودن قيمت بنزين و نفت گاز تعداد اتومبيل هايي كه به دلخواه از رده خارج مي شوند، ناچيز است. اين دو عامل باعث افزايش حجم ناوگان حمل و نقل و افزايش ميانگين طول عمر ناوگان حمل و نقل كشور شده و از اين طريق به عنوان يك عامل فني ناشي از عوامل اقتصادي، مصرف بنزين و نفت گاز را در بخش حمل و نقل افزايش داده است. وضعيت فناوري به كار رفته در توليد خودروها و كارآيي پايين مصرف انرژي در ناوگان حمل و نقل به همراه وضعيت شبكه حمل و نقل عمومي كشور، جزو عوامل فني تعيين كننده مصرف بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل محسوب مي شوند. فناوري پايين به كار رفته در توليد خودروها و كارآيي پايين آنها در مصرف انرژي تا حدودي ناشي از پايين بودن درجه رقابت در بخش صنعت خودروسازي كشور است. افزايش رقابت در بين بنگاه هاي بخش صنعت خودروسازي، كارفرمايان را وادار مي سازد تا تلاش بيشتري جهت كاهش سوخت خودروهاي توليدي خود مبذول دارند. اما در بخش صنعت خودروسازي اقتصاد ايران، تعداد توليدكنندگان اندك هستند.
اين موضوع در كنار حمايت هاي دولت در جلوگيري از واردات خودرو از طريق وضع قوانين ممنوعيت واردات يا افزايش تعرفه هاي گمركي، باعث شده است كه درجه رقابت در اين بخش از اقتصاد كشور كاهش يابد. پايين بودن رقابت در اين بخش و وجود بازار مطمئن در پيشروي تعداد اندكي بنگاه خودروسازي، امكان افزايش قيمت محصولات آنها را مهيا ساخته و انگيزه آنها را براي كاهش قيمت تمام شده و تقليل مصرف انرژي خودروهاي توليديشان، كاهش داده است. در نتيجه پايين بودن رقابت در صنعت خودروسازي، افزايش مصرف انرژي خودروهاي توليدي آنها را نسبت به خودروهاي مشابه خارجي تشديد مي نمايد و مصرف بنزين و نفت گاز را در اين بخش از اقتصاد ايران بالا مي برد. بعضا فرهنگ حاكم بر جامعه ايران، يكي از عوامل مؤثر بر تقاضاي انرژي در اقتصاد و بخش حمل و نقل قلمداد شده است.
عوامل فرهنگي به عواملي اطلاق مي گردد كه ريشه در باورهاي آحاد جامعه دارد و دگرگوني آن مستلزم اجراي برنامه هاي بلندمدت است. كشور ايران داراي منابع عظيم نفت و گاز است. وجود اين ذخاير سرشار در كشور اين تلقي را به وجود آورده كه صرفه جويي در مصرف انرژي چندان ضروري نيست و بايستي از اين مسئله به عنوان يك مزيت نسبي كشور در بخش هاي مختلف اقتصاد استفاده نمود و هزينه تامين انرژي جزء كوچكي از هزينه هاي توليدي بنگاه ها و هزينه هاي مصرفي خانوارها را تشكيل دهد. آگاهسازي خانوارها و بنگاه ها از بالاتر بودن شاخص هاي مصرف انرژي كشور نسبت به نرم هاي جهاني و توجيه آنها نسبت به موضوع سهيم بودن نسل هاي آينده در ذخاير انرژي كشور و احياي فرهنگ صرفه جويي حاكم بر جامعه ايران در مقوله مصرف انرژي، مي توانند در اين راستا گره گشا باشند. شايان ذكر است، از آنجايي كه فرهنگ حاكم در جامعه به نوعي سمت و سوي سليقه و ترجيحات افراد را مشخص مي سازد، پس در تئوري هاي اقتصادي به اين عامل نيز توجه شده است. به عبارت ساده تر، فرهنگ جامعه در درون عامل سليقه و ترجيحات نهفته است و مي توان آن را در زمره عوامل اقتصادي به شمار آورد.
• طراحي و برآورد مدل هاي تقاضاي بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل
در قسمت تحليل متغيرهاي تأثيرگذار بر مصرف بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل، اشاره شد كه متغيرهايي از قبيل سطح فعاليت هاي اقتصادي، قيمت حامل ها، حجم ناوگان حمل و نقل، ميانگين طول عمر ناوگان حمل و نقل، وضعيت فناوري بكاررفته در توليد خودروها و كارآيي مصرف انرژي در ناوگان حمل و نقل به همراه وضعيت شبكه حمل و نقل عمومي، عمده ترين عوامل تعيين كننده مصرف اين فرآورده ها در بخش حمل و نقل اقتصاد ايران محسوب مي شوند. از بين اين عوامل دو متغير قيمت نسبي حامل ها و درآمد ملي بيشترين تاثير را بر تقاضاي آنها در بخش حمل و نقل و ساير بخش هاي اقتصاد دارند. بعضا بيش از 70 درصد تقاضا به قيمت هاي نسبي و درآمد و كمتر از 30 درصد باقيمانده به مجموعه ديگر عوامل مؤثر بر اين فرآيند مربوط مي شود. بنابراين در مدل سازي تقاضاي بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل، اين دو متغير وارد مدل مي شوند. شايان ذكر است كه در مدل تقاضاي نفت گاز در بخش حمل و نقل، قيمت حامل هاي انرژي با شاخص ضمني قيمت بخش حمل و نقل تعديل شده است. در اين مدل، متغير فعاليت نيز ارزش افزوده واقعي زيربخش حمل و نقل مي باشد.
اما در مدل تقاضاي بنزين در بخش حمل و نقل، از قيمت واقعي بنزين تورم زدايي شده با شاخص قيمت مصرف كننده و مخارج مصرفي واقعي خانوار ها، به عنوان متغيرهاي توضيحي استفاده شده است. لازم به توضيح است كه در منابع آماري بخش انرژي اقتصاد ايران، آمار بنزين تحويل شده به جايگاه هاي فروش بنزين، تحت عنوان مصرف بنزين در بخش حمل و نقل، منظور مي شود. طبق استانداردهاي بين المللي، مصرف بنزين توسط خودرو هاي پلاك سفيد، جزو مصارف خانگي است. درصد بالايي از بنزين تحويلي به جايگاه هاي فروش، توسط خودروهاي پلاك سفيد به مصرف مي رسد. اين مصرف كنندگان به جاي ماكزيم سازي سود، دنبال حداكثرسازي مطلوبيت خويش هستند. بنابراين بهتر است در تابع تقاضاي بنزين در بخش حمل و نقل به جاي ارزش افزوده واقعي بخش حمل و نقل از مخارج مصرفي واقعي خانوارها و به جاي قيمت واقعي بنزين تورم زدايي شده با شاخص ضمني تورم در بخش حمل و نقل از قيمت واقعي بنزين تورم زدايي شده با شاخص قيمت مصرف كننده، استفاده شود.
• تأثير قيمت گذاري بنزين و نفت گاز بر تقاضاي آنها در بخش حمل و نقل
بنزين در بخش حمل و نقل هم به عنوان نهاده توليدي و هم به عنوان كالاي مصرفي به مصرف مي رسد. بنزين مصرفي توسط خودروهاي شخصي يك كالاي مصرفي و بنزين مصرفي توسط خودروهايي كه در حمل و نقل عمومي كالا و مسافر مورد بهره برداري قرار مي گيرند، يك نهاده توليدي است. اما نفت گاز مصرفي در بخش حمل و نقل عمدتا يك نهاده توليدي است. هنگامي كه قيمت بنزين و نفت گاز به عنوان عامل توليد در بخش حمل و نقل، افزايش مي يابد، تصميم گيري هاي بنگاه ها و ميزان خدمت توليدي اين بخش دستخوش تحول مي شود. افزايش در قيمت بنزين و نفت گاز با فرض بازدهي ثابت نسبت به مقياس، قطعا هزينه متوسط توليد خدمت حمل و نقل مسافر و كالا و در نتيجه قيمت خدمات توليدي بخش حمل و نقل را افزايش مي دهد.
در اينجا فرض بر اين است كه نسبت نهاده ها تغيير نمي يابد. افزايش نسبي در قيمت نهاده هاي بنزين و نفت گاز در مقايسه با قيمت ساير عوامل توليد، علاوه بر كاهش تقاضاي آنها از طريق اثر توليدي، باعث مي گردد كه ضريب نهاده اي آنها نيز كاهش يابد. كاهش در ضريب نهاده اي اين دو حامل انرژي، در نتيجه اثر جانشيني و جايگزيني ساير عوامل توليد براي آنها و تغيير نسبت نهاده هاي توليدي استفاده شده در توليدات بخش مورد نظر، حادث مي گردد. افزايش قيمت بنزين به عنوان كالاي مصرفي در خودروهاي شخصي نيز طي دو اثر درآمدي و جانشيني تقاضاي آن را تحت تأثير قرار مي دهد. ميزان تأثيرگذاري سياست قيمتي روي تقاضاي بنزين و نفت گاز با استفاده از كشش قيمتي قابل اندازه گيري است.
با توجه به قوانين مارشال، سهم بنزين و نفت گاز در هزينه توليد خدمات حمل و نقل، قدر مطلق كشش تقاضا براي خدمات توليدي صنعت مصرف كننده انرژي، كشش جانشيني ميان نهاد ه هاي بنزين و نفت گاز و ساير نهاده هاي توليدي و كشش عرضه ساير عوامل توليد بكارگيري شده در توليد خدمت صنعت مصرف كننده بنزين و نفت گاز، عوامل عمدي مؤثر بر كشش مستقيم تقاضاي بنزين و نفت گاز در بخش حمل و نقل، به شمار مي روند. موارد فوق، با فرض ثابت بودن بازدهي نسبت به مقياس و براي مواردي كه تنها دو عامل توليد وجود داشته باشد، مطرح مي شود. انعطاف پذيري تقاضاي يك حامل انرژي در بخش حمل و نقل در برابر تغييرات قيمت، به امكان جانشيني آن حامل با ساير كالاها، بستگي دارد. به طوري كه اگر يك حامل انرژي فاقد جانشين باشد يا جايگزيني آن از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نباشد، انتظار مي رود كه تقاضاي آن در برابر تغييرات قيمت از حساسيت زيادي برخوردار نباشد. پايين بودن كشش قيمتي تقاضا در بعضي از مطالعات تجربي، اغلب ناشي از عدم وجود كالاهاي جانشين نزديك مي باشد.
*عضو هيئت علمي گروه اقتصاد دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه رازي
|
+| نوشته شده توسط
یکی مثل تو در شنبه سی ام دی 1385
|